مرتضى مطهرى

733

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

حيوان نيست كه اگر فقط شكمش را سير كرديم ديگر همهء كارها تمام است . الآن در اين كشورهاى سوسياليستى چون سوسياليسم را تنها با همان سلب مالكيت تعبير كرده‌اند يك رژيمهاى پليسى مخوفى حكومت مىكند كه از آزادى در آنجا كوچكترين خبرى نيست و لهذا روشنفكرهاى امروز آن نوع زندگى را ديگر سوسياليسم نمىشمارند . راسل سوسياليسم را به گونه‌اى تعريف كرده كه آن جنبه‌هاى معنوى قضيه مانند آزادى هم در آن باشد . مىگويد سوسياليسم عبارت است از مالكيت مشترك زمين و سرمايه ( تا اين مقدار را ماركسيستها هم مىگويند ) تحت يك شكل دموكراتيكِ حكومت ( يعنى نه به نام ديكتاتورى پرولتاريا كه سياهترين ديكتاتورى دنياست . بعد يك قيد ديگر هم آورده است : ) « و مستلزم آن است كه توليد به منظور استفاده و نه سودجويى باشد و بعلاوه تقسيم توليد به‌طور مساوى انجام گيرد . » اين همه قيد را در آن داخل كرده است . تا اينجا مربوط به تعاريف سوسياليسم بود كه قسمتهايى از آنها مشترك بود . سخن غزالى در مسئلهء مالكيت اشتراكىِ ثروت ( ابزار توليد يا مطلق ثروت ) نيز نظريات معنويون با نظريات اينها متفاوت است . يك حرفى غزالى دارد ( تفسير طنطاوى از او نقل كرده بود ، خودم مستقيم در كتابهاى غزالى نديده‌ام ) مىگويد كه در مسئلهء مال و ثروت ، روح نظر اسلام اين است كه از اين مال و ثروت همهء مردم بايد استفاده كنند يعنى مال و ثروت در درجهء اول حق جمع است و در درجهء دوم يك اولويتى فرد پيدا مىكند . ( همين نظريه‌اى است كه آقاى طباطبايى هم در تفسير الميزان در اين حد ذكر كرده‌اند . ) مىگويد كه نظر اسلام اين است كه مسلمانان به صورت اشتراكى زندگى كنند يعنى جيبها از همديگر جدا نباشد . آن نكتهء جالبى كه مىگويد اين است : ولى اسلام نمىخواهد كه اين كار بر مردم تحميل بشود يعنى به زور يك جامعه‌اى را به اين صورت دربياورند ، از اين بگيرند به آن بدهند . اسلام مىخواهد انسانها به درجه‌اى از تكامل روحى و معنوى و ايمانى برسند كه خودشان اين را انتخاب كنند ، يعنى - به زبان امروز اگر بخواهيم بگوييم - سوسياليسم اسلامى جنبهء اجبارى ندارد جنبهء اختيارى اخلاقى دارد يعنى در آينده بشريت به اين مرحله خواهد رسيد كه خودش به اختيار خودش اين كار را مىكند ؛ نظير آن تعبيرى كه امام كاظم عليه السلام به آن شخص فرمود كه معنايش اين است : ايده آل اسلام اين است كه افراد در آنچه كه مالك خصوصى هستند « 1 » عملًا به‌طور اجتماع مصرف كنند . مثل آنچه كه افراد يك خانواده تحصيل مىكنند . افراد خانواده هركدام دنبال هر كار و كسبى كه مىروند ، درآمد و حقوقى كه دارند به همان فرد معين تعلق دارد

--> ( 1 ) نه اينكه افراد مالك خصوصى نشوند كه جنبهء حقوقى قضيه است .